عطيه محسني جوزم وكيل پايه يك دادگسترى در حقوق معاصر به‌عنوان یکی از مهم‌ترین شیوه‌های حل‌وفصل اختلافات شناخته می‌شود. توسعه روابط اقتصادی، تجاری و ورزشی در عرصه بین‌المللی موجب شده است که نهادهای داوری، جایگاه ویژه‌ای در تضمین امنیت حقوقی و حل اختلافات فراملی پیدا کنند. در این میان، اگرچه دادگاه داوری ورزش (Court of […]

عطيه محسني جوزم وكيل پايه يك دادگسترى

در حقوق معاصر به‌عنوان یکی از مهم‌ترین شیوه‌های حل‌وفصل اختلافات شناخته می‌شود. توسعه روابط اقتصادی، تجاری و ورزشی در عرصه بین‌المللی موجب شده است که نهادهای داوری، جایگاه ویژه‌ای در تضمین امنیت حقوقی و حل اختلافات فراملی پیدا کنند. در این میان، اگرچه دادگاه داوری ورزش (Court of Arbitration for Sport-CAS) از بسیاری از اصول داوری تجاری بین‌المللی الهام گرفته است، اما ویژگی‌های خاص روابط ورزشی سبب شده است آیین دادرسی آن در برخی زمینه‌ها از داوری تجاری بین‌المللی فاصله بگیرد و به یک نظام دادرسی تخصصی تبدیل شود. بررسی وجوه افتراق و اشتراک نخستین وجه تمایز میان این دو نظام، اتکای آن‌ها بر اصل حاکمیت اراده است. همان‌گونه که در داوری تجاری بین‌المللی، توافق طرفین مبنای صلاحیت مرجع داوری محسوب می‌شود، در داوری ورزشی نیز صلاحیت CAS عمدتاً ناشی از شرط داوری مندرج در قراردادهای ورزشی یا اساسنامه فدراسیون‌های بین‌المللی است. با این حال، در عمل آزادی اراده در داوری ورزشی محدودتر از داوری تجاری است؛ زیرا بسیاری از ورزشکاران و باشگاه‌ها برای حضور در رقابت‌های بین‌المللی ناگزیر از پذیرش مقررات فدراسیون‌های ورزشی و شرط ارجاع اختلافات به CAS هستند. ازاین‌رو، برخلاف قراردادهای تجاری که امکان مذاکره درباره شرط داوری وجود دارد، در روابط ورزشی این شرط غالباً ماهیتی الحاقی پیدا می‌کند. تفاوت مهم دیگر به ماهیت اختلافات بازمی‌گردد. در داوری تجاری بین‌المللی، موضوع اختلاف معمولاً پیرامون تعهدات مالی، سرمایه‌گذاری، قراردادهای بازرگانی یا مسئولیت قراردادی است؛ در حالی که در CAS علاوه بر اختلافات قراردادی، موضوعاتی نظیر دوپینگ، محرومیت‌های انضباطی، صلاحیت حضور در مسابقات، نقل‌وانتقال بازیکنان و رعایت مقررات فدراسیون‌های بین‌المللی نیز مطرح می‌شود. همین ویژگی سبب شده است آیین دادرسی CAS بیش از آنکه صرفاً بر قواعد عمومی داوری متکی باشد، از مقررات اختصاصی ورزش و اصول حاکم بر رقابت‌های ورزشی تأثیر بپذیرد. از منظر قواعد شکلی نیز تفاوت‌هایی قابل توجه است. در داوری تجاری، طرفین نقش گسترده‌ای در تعیین تعداد داوران، محل داوری، زبان رسیدگی و قواعد آیین دادرسی دارند. البته طرفین عموماً به طور مستقیم قانون شکلی را انتخاب نمی کنند، اما معمولاً محل داوری را تعیین می کنند و فرض بر آن است که قانون حاکم بر روند داوری قانون کشور محل داوری خوا هد بود.با ظهور گونه های نوین داوری از جمله داوری ورزشی، نقش حقوق کشور محل داوری کم رنگ تر می شود. در CAS بسیاری از این موارد درآیین نامه داوری های مرتبط با ورزش و قوانین از پیش تنظیم شده است و اختیار طرفین در تغییر آن‌ها محدودتر است. هدف از این محدودیت، تضمین وحدت رویه، پیش‌بینی‌پذیری و حفظ انسجام نظام حل اختلافات ورزشی در سطح بین‌المللی است. از حیث سرعت رسیدگی نیز تفاوت محسوسی میان دو نظام مشاهده می‌شود. اگرچه سرعت یکی از مزایای داوری تجاری بین‌المللی محسوب می‌شود، اما در داوری ورزشی این ویژگی اهمیت مضاعفی دارد. مسابقات ورزشی، نقل‌وانتقالات و رقابت‌های بین‌المللی تابع تقویم زمانی مشخصی هستند و تأخیر در صدور رأی ممکن است عملاً حق ورزشکار یا باشگاه را از بین ببرد. به همین دلیل، آیین دادرسی CAS سازوکارهایی مانند رسیدگی فوری و تشکیل هیئت‌های ویژه در جریان رقابت‌های بزرگ ورزشی را پیش‌بینی کرده است؛ امری که در داوری تجاری بین‌المللی کمتر مشاهده می‌شود. در نهایت، تفاوت مهم دیگر به نقش رویه داوری بازمی‌گردد. در داوری تجاری بین‌المللی، آرای داوری غالباً محرمانه هستند، چرا که محرمانگی از مزایای شناخته شده داوری به شمار می رود و نقش محدودی در شکل‌گیری رویه دارند، اما بخش قابل توجهی از آرای CAS منتشر می‌شود و در عمل به منبعی اثرگذار برای تفسیر مقررات فدراسیون‌های بین‌المللی تبدیل شده است. این رویه، به توسعه حقوق ورزش و ایجاد وحدت در تصمیم‌گیری‌های داوری کمک شایانی کرده است. از سوی دیگر وجوه اشتراکی بین دو نظام وجود دارد.هر دو نظام بر اصول بنیادین دادرسی منصفانه تأکید دارند. حق استماع، برابری طرفین، استقلال و بی‌طرفی داوران، رعایت حق دفاع و صدور رأی مستدل از جمله اصول مشترکی هستند که هم در داوری تجاری بین‌المللی و هم در آیین دادرسی CAS مورد پذیرش قرار گرفته‌اند. با وجود این، رویه CAS نشان می‌دهد که این مرجع در تفسیر این اصول، مقتضیات خاص ورزش حرفه‌ای را نیز مدنظر قرار می‌دهد و میان عدالت شکلی و ضرورت حفظ نظم مسابقات ورزشی تعادل برقرار می‌کند. در مجموع، می‌توان گفت آیین دادرسی CAS هرچند ریشه در اصول شناخته‌شده داوری تجاری بین‌المللی دارد، اما به دلیل ویژگی‌های خاص روابط ورزشی، به نظامی مستقل و تخصصی تبدیل شده است. این نظام تلاش می‌کند میان اصول عمومی داوری، ضرورت سرعت در رسیدگی، اقتضائات رقابت‌های ورزشی و الزامات دادرسی منصفانه توازن برقرار کند. مطالعه تطبیقی این دو نظام نه‌تنها در شناخت بهتر حقوق ورزش مؤثر است، بلکه می‌تواند مبنایی برای اصلاح سازوکارهای حل اختلافات ورزشی در نظام حقوقی ایران و توسعه داوری‌های تخصصی در سایر حوزه‌ها نیز باشد.