آفتاب حقوقی – سازمان تأمین اجتماعی بزرگترین نهاد بیمهگر کشور و امین سرمایه میلیونها بیمهشده و بازنشسته است. شرکت سرمایهگذاری تأمین اجتماعی (شستا) و دهها هلدینگ و شرکت زیرمجموعه آن نیز با اتکا به همین سرمایهها فعالیت میکنند و فلسفه وجودی آنها حفظ، توسعه و افزایش ارزش داراییهای متعلق به بیمهشدگان و مستمریبگیران است. از […]
آفتاب حقوقی – سازمان تأمین اجتماعی بزرگترین نهاد بیمهگر کشور و امین سرمایه میلیونها بیمهشده و بازنشسته است. شرکت سرمایهگذاری تأمین اجتماعی (شستا) و دهها هلدینگ و شرکت زیرمجموعه آن نیز با اتکا به همین سرمایهها فعالیت میکنند و فلسفه وجودی آنها حفظ، توسعه و افزایش ارزش داراییهای متعلق به بیمهشدگان و مستمریبگیران است. از همین رو، هر ریال هزینهای که در این مجموعه انجام میشود، باید با معیار شفافیت، کارآمدی و پاسخگویی قابل ارزیابی باشد.
در سالهای اخیر، یکی از موضوعاتی که کمتر مورد توجه افکار عمومی قرار گرفته، نحوه هزینهکرد بودجههای تبلیغاتی، روابط عمومی و رسانهای شرکتهای زیرمجموعه شستا است؛ بودجههایی که اگرچه در ظاهر با هدف اطلاعرسانی، معرفی دستاوردها و تقویت برند سازمانی تخصیص مییابند، اما این پرسش جدی را ایجاد کردهاند که آیا این منابع واقعاً در مسیر ارتقای ارتباط با افکار عمومی و رسانههای حرفهای هزینه میشوند یا به ابزاری برای حمایت از برخی رسانههای کممخاطب، غیرتخصصی و بعضاً زرد تبدیل شدهاند؟
سؤال اساسی اینجاست که معیار انتخاب رسانهها برای دریافت آگهی، رپورتاژ، قراردادهای تبلیغاتی و حمایتهای مالی چیست؟ آیا شاخصهایی مانند میزان مخاطب، ضریب نفوذ، اعتبار حرفهای، کیفیت تولید محتوا، اثرگذاری اجتماعی و میزان بازدید رسانهها ملاک تصمیمگیری است یا روابط شخصی، ملاحظات غیرشفاف و سلیقه مدیران، نقش تعیینکنندهتری در توزیع این بودجهها دارد؟
در شرایطی که بسیاری از بازنشستگان تأمین اجتماعی با مشکلات معیشتی، کاهش قدرت خرید و دغدغههای روزمره دست و پنجه نرم میکنند، افکار عمومی انتظار دارد مدیران شرکتهای وابسته به شستا نسبت به نحوه هزینهکرد منابع مالی حساسیت بیشتری داشته باشند. این انتظار زمانی پررنگتر میشود که همواره گزارشهایی درباره حقوق و مزایای قابل توجه برخی مدیران این مجموعه منتشر شده و در مقابل، مطالبات بازنشستگان برای بهبود وضعیت معیشتی همچنان پابرجاست.
بدیهی است روابط عمومی و تبلیغات، بخشی ضروری از فعالیت هر بنگاه اقتصادی است و هیچکس منکر ضرورت اطلاعرسانی حرفهای نیست؛ اما هزینهکرد این بودجه نیز باید تابع اصول حکمرانی مطلوب، شفافیت مالی و عدالت رسانهای باشد. اگر بودجههای تبلیغاتی به جای رسانههای معتبر و اثرگذار، صرف حمایت از رسانههایی شود که صرفاً نقش تریبون تبلیغاتی مدیران را ایفا میکنند، نه تنها بازدهی این هزینهها زیر سؤال میرود، بلکه اعتماد عمومی نیز آسیب خواهد دید.
انتظار میرود سازمان تأمین اجتماعی و شرکت سرمایهگذاری شستا، در راستای اصل شفافیت، اطلاعات مربوط به بودجههای تبلیغاتی و رسانهای شرکتهای زیرمجموعه خود را به صورت شفاف منتشر کنند؛ از جمله میزان اعتبارات اختصاصیافته، نام رسانههای دریافتکننده قرارداد، مبالغ پرداختی، شاخصهای انتخاب رسانهها و گزارش ارزیابی اثربخشی این هزینهها.
شفافیت در این حوزه نه تنها موجب افزایش اعتماد بیمهشدگان و بازنشستگان خواهد شد، بلکه به سالمسازی فضای رسانهای نیز کمک میکند. رسانههای حرفهای باید بر اساس اثرگذاری، مخاطب و کیفیت فعالیت خود مورد حمایت قرار گیرند، نه بر مبنای روابط غیرشفاف یا ملاحظاتی که هیچ ارتباطی با منافع صاحبان اصلی این سرمایهها، یعنی میلیونها بیمهشده و بازنشسته، ندارد.
اکنون این پرسش همچنان باقی است؛ آیا مدیران سازمان تأمین اجتماعی و شستا حاضرند درباره نحوه توزیع بودجههای رسانهای خود پاسخگو باشند و جزئیات این هزینهها را در معرض قضاوت افکار عمومی قرار دهند؟ یا این حوزه همچنان در هالهای از ابهام باقی خواهد ماند؛ ابهامی که بیش از هر چیز، اعتماد ذینفعان اصلی این سازمان را تحت تأثیر قرار میدهد.

Tuesday, 20 October , 2026